ربنا هب لنا من ازوجنا و ذريتنا قرة اعين واجعلنا للمتقين اماما

پروردگارا!به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مايه ي روشني چشمان (ما)باشد،و ما را پيشواي پرهيز گاران گردان.

به نظر شما اين متقين چه كساني هستند؟

يك عالمه مبحث را بايد با هم جمع كرد. ديروز داشتم صحبت هاي استادم رو گوش مي كردم و اين مطالب رو برداشت كردم. 

هر اتفاقي كه توي اين عالم مي يفته يه ضاهري داره كه تو عالم ماده مي بينيم و يك باطني داره كه تو عالم غيب اتفاق مي يفته و قسمت جالبش اينه كه تو هر دو عالم نظام علي و معلولي حاكم

وقتي سر جلسه ي كنكور مي شيني به شرطي مي توني سوال هاي ديفرانسيل رو حل كني كه از قوانينش اطلاع داشته باشي خوب اگه نظام دو عالم رو بدووني ديگه قضيه حل

خصوصيات متقين خيلي زياده حالا من يه كميش رو مي گم :اولا ميدوونن يه عالم غيبي وجود داره و به اوون ايمان دارن ثانيا با اوون عالم ارتباط دارن ما ها خيلي يامون ميدوونيم عالم ملكوت وجود داره ولي كدووممون با ارتبط زندگي مي كنيم

خلاصه مطلب اين بود كه بگم خيلي بايد تلاش كرد تا تو كنكور خدا قبول بشيم ولي تلاشش شيرينه

 

جملات زیبا

خوشبختی میتواند مجموعه ای از بدبختیهائی باشد كه بر سرمان نیامده است

مي دوني اگه صخره و سنگ تو مسيره رودخانه ي زندگيت نباشه صداي آب اصلا قشنگ نيست؟

آشفتگي من از اين نيست که تو به من دروغ گفته اي، از اين آشفته ام که ديگر نميتوانم تو را باور کنم

دوست داشتن کساني که دوستمان دارن کار بزرگي نيست،مهم ان است انهاي که ما را دوست ندارند ،دوست بداريم

ما واسه هم مثه کتاب میمونيم. وقتی به انتها میرسي میرن سراغ یکی دیگه پس مراقب باش به دست هرکس ورق نخوری

بياييدکمترخطوط قلبمان را اشغال کنيم. شايد خداپشت خط باشد.

عیدی

اینم عیدی برای اوونایی که دوست دارن به راحتی عکسای قشنگ تو وبلاگشون بذارن 

کجایی ای بهار تاریخ بیا که زمستان تاریخ خیلی وقت است شروع شده

یه نیم نگاه

شهیاد

نامه

ميلاد مبارك

                                                                                                            
ميلاد امام رضا مبارك باد
 

گل

همراه با شهیدان

 

از يك سو بايد بمانيم تا شهيد آينده شويم و از ديگر سو بايد شهيد شويم تا آينده بماند . هم بايد امروز شهيد شويم تا فردا بماند و هم بايد بمانيم تا فردا شهيد نشود . عجب دردي! چه مي شد امروز شهيد مي شديم و فردا زنده مي شديم تا دوباره شهيد شويم . آري ياران به سوي مرگ رفتند در حالي كه نگران فردا بودند....
<طلبه شهيد كرامت الله قرباني>

شايد اين جمعه معما شده بود / شايدم يكسره غوغا شده بود / شايد از عشق بميرم مولا / شايدم جان بسپارم فردا نشاط عيد هم از دوري ات غم انگيز است / بيا اگر تو نباشي بهار غم انگيز است / چگونه خنده كنم آنكه در فراق رخت / هميشه كاسه چشمم ز اشك لبريز است

جمعیت وبلاگ نویسان حامی مقاومت اسلامی

قبله ي شهرهاي ايران

 

هر دفعه مي ريم يه جا نماز بخوونيوم نمي دوونيم چقدر بايد كج وايسيم خوب دوستان اين هم از مقدار كجي

در جدول زير زاويه انحراف قبله براي مراكز استانهاي ايران ارائه شده است.

نام شهر زاويه انحراف قبله (درجه)
از جنوب به سمت غرب
نام شهر زاويه انحراف قبله (درجه)
از جنوب به سمت غرب
 اراك 37  اردبيل 26
 اروميه 17  اصفهان 46
 اهواز 41  ايلام 27
 بجنورد 48  بندرعباس 72.5
 بوشهر 55  بيرجند 61
 تبريز 20.5  تهران 38.5
 خرم آباد 34  رشت 31
 زاهدان 72  زنجان 29
 ساري 41  سمنان 44
 سنندج 26  شهركرد 44.5
 شيراز 57.5  قزوين 33.5
 قم 39  كرمان 64.5
 كرمانشاه 28  گرگان 43.5
 مشهد 54.5  همدان 32
 ياسوج 51.5  يزد 54.5

تولد تولد مبارک مبارک

 

 

میلاد کریمه اهل بیت (ع) مبارک باد

 

 

آب و هوای ملکوت

گاهی پنجره ای به روی دل گشوده می شود، رو به خورشید و نسیم، احساس می کنی که نسیمی تازه می وزد، خنک و روحبخش، که جان را شاداب می کند و روح را طراوت می‏بخشد.

احساسی غریب، اما آشنا!

شاید نیاز ما به این «نسیم معطّر و تازه»، بیش از غذا و آب باشد. اگر آن «هوای معنوی» در کوچه پس کوچه های دل نوَزد، اگر آن «نسیم خوشبو» در فضای تو در توی جان نپیچد، دل می‏میرد و جان می‏افسرد و می‏فرساید.

آن حال و هوای «نمی‏دانیم چه؟» و «از کجا؟» رمز باطراوت ماندن شاخ و برگ وجود ماست. مرده دلی و جان فرسودگی را هرگز غذا و آب و میوه و کباب، از بین نمی برد. گاهی بعضی‏ها در حسرت ذره‏ای از این نسیم‏ها، سال‏ها انتظار می‏کشند و نمی‏یابند. برخی هم کلبه در دامنة این کوه و دشت دارند و قدر نمی‏شناسند. فکر می‏کنم رمضان یکی از همین نسیم هاست که از کوی یار برمی‏خیزد و از بوستان معطّر «عرش» می گذرد و «عطر ملکوت» را برای زمینیان می آورد.

از این «نفحات رحمانی»، گهگاهی در غیر رمضان هم به بشر روی می آورد و تارهای جان را به ارتعاش وا می دارد و دلنشین ترین «موسیقی ملکوتی» را در «رواقِ جان» طنین افکن می سازد، اما... رمضان مقوله ای دیگر است، و... فصلی است، سوای فصل‏های چهارگانه سال. ساعات و ایامش از بهشت به عاریت گرفته شده است.

 

باری... با این نسیم‏های معنوی چه می‏کنی؟ مگر نه اینکه وقتی خورشید، تابان است، لباس‏های شسته را روی بند می‏افکنی تا هم خشک شود و هم ضدّعفونی گردد؟!

این مناسبت های روحانی، تابش خورشیدِ پاکی و عرفان بر بام همه عالم و عالمیان است. باید دل را در این چشمه شست، باید تن را به آفتاب رمضان سپرد، باید از این فرصتِ فوق طلایی بیشترین بهره را گرفت.

وقتی گلدان و باغچه، نیازمند «آبیاری» است، دل و جانِ ما به «آب حیات» نیازمندتر است.